چكيده:
بدون شك تدبير، سياست و مديريت جامعه بشري، سرآغاز كار پيامبران الهي بوده است. در اين ميان روش و سيره پيامبر اكرم حضرت محمد (ص) در تصدي زمامداري امت و عهدهدارشدن امر حكومت و رهبري جامعه اسلامي و تعيين حضرت علي به جانشيني و امامت و رهبري در روز غدير جملگي بر اهميت حكومت، رهبري و مديريت جوامع بشري، دلالت دارد. ديدگاه دانشمندان مديريت در قبال رهبري ديدگاهي است که براساس آن فردي كه عنوان رهبرگروه را دارد به دليل ويژگيهاي خاص، توانايي نفوذ در ديدگاهها، نگرشها، انتظارات و اهداف ديگر افراد يا گروهها را دارد و نتيجه اين نفوذ نيز تحقق اهداف سازماني و گروهی است. در مقابل ديدگاه مكتب پيامبر نسبت به رهبري و روش و اجرا ديدگاهي مردم محور است كه اگر نفوذي و فرماني وجود دارد، در جهت اهداف زيردستان و رفاه عامه مردم است و اگر رهبر به دنبال تحقق اهداف سازمان و مجموعه خاص خود است. اين اهداف چيزي جز رضايت مردم نيست. اين مكتب شامل قرآن، اسلام، روش حكومتي حضرت علي (ع) وائمه اطهار است. اين مقاله مطالعه تطبيقي بين روش رهبري مكتب اسلام (پيامبر) و دانشمندان مديريت است.
كلمات كليدي: روش رهبري، مكتب اسلام (پيامبر)، حضرت علي (ع)، قرآن، دانشمندان مديريت
مقدمه:
بدون شك تدبير، سياست و مديريت جامعهي بشري سرآغاز كار پيامبران الهي بوده است. دعوت به اطاعت از آفريدگار جهان و تسليم در برابر فرمان او، مقابله با حكام جور، اجتناب از طاغوت، مقابله با فساد و فحشا در ابعاد فردي و اجتماعي آن و برقراري عدل از جمله اصول مشترك برنامهي رسالتداران الهي و مكاتب توحيدي ميباشد.
وقتي كه خداوند در قرآن ميفرمايد: در ميان هر ملتي پيامبري فرستاديم تا مردم را به پرستش خداي يگانه و اجتناب از طاغوت دعوت كند و يا آنجا كه خداوند ميفرمايد: «ما پيامبران را با دلايل روشن فرستاديم و كتاب و ميزان به ايشان داديم تا مردم قسط و عدل پا برجا شوند و آهن را موجب هراس متجاوزان بوده و داراي منافعي براي مردم است نازل كرديم و نيز روش و سيره پيامبر اكرم حضرت محمد (ص) در تصدي زمامداري امت و عهدهدار شدن امر حكومت و رهبري جامعه اسلامي و تعيين حضرت علي (ع) به جانشيني و امامت و رهبري در روز غدير جملگي بر اهميت حكومت، رهبري و مديريت براي جوامع بشري دلالت دارد. (احمدی 1381)»
دنياي امروز مديريت مسيري طولاني و پرفراز و نشيبي را طي نموده است كه دگرگونيهاي آن در طول تاريخ امتداد مييابد و همانگونه كه در اين روش درآمد ذكر شده است اساساً تمدنهاي كهن بشري آغازگر اصول، مباني و روشها و الگوهاي اوليه و نخستين مديريت بودهاند كه از كاربريهاي ساده و ابتدايي آغاز و تا دوران نظريهپردازي و مكتبسازي و تحولات عظيم و سترگ قرون اخير منتهي شده است. شيوههاي مديريت و انگيز ها و مباني فكري، عقيدتي و انساني و حتي خصلتهاي روحي مدير و افراد تحت رهبري او در هر سازمان و جامعهاي وامدار اين مسير طولاني بشر در عرصه تحقق اداره و هدايت خويش به سمت و سوي نظم منطقي، سرعت مطلوب، قدرت سازماني و برنامهريزي بهينه و كارآمد است در ميان تئوريها و نظريهپردازيها و تأليفات و تحقيقات و پژوهشهاي نظري و ميداني مرتبط با مديريت، يكي از شاخههاي عمده و مهم كه سهمي بسزا در تكوين و تحولات مديريتي داشته است مديريت اسلامي است.
مديريت اسلامي شيوه خاصي از رهبري است كه مبتني بر مباني فكري و عقيدتي اسلام است. جهتگيري اين دين مبين در عرصه اجتماع، فرد، كار و ارزش انساني و الهي او بعنوان خليفه الله است. اين شيوه از مديريت پس از ظهور اسلام و ايجاد اين تمدن عظيم و وسيع كه از آسيا تا اروپا امتداد داشت جانشين شيوه متشتت نظام انساني در اجتماع آن روز گرديد و سپس بين كشورهاي تحت نظر خويش فرهنگ قومي و مشتركي را ايجاد نمود كه زيربناي يك سازمان توانمند اجتماعي گرديد. پيامبر اكرم بعنوان آغازگر اين تشكيلات جامع در جامعه اسلامي و از مدينه (يثرب) بودند كه شخصاً اداره امور مسلمانان را برعهده گرفتند و پايههاي اساسي اين نوع مديريت را پيريزي نمودند. اميرمؤمنان علي (ع) نيز پس از تشكيل حكومت با انجام اصلاحات فراوان و نوسازي تشكيلاتي و احقاق حقوق انساني، مديريت جامعي را به نمايش گذاردند كه در حقيقت امتداد خط نوراني مديريت نبوي و قرآني است، ايشان مدير را بسان نخ تسبيح تعبير ميفرمودند كه دانهها را بهم پيوند ميدهد. این مقاله سعی بر آن دارد که با دیدگاهی تطبیقی به مقایسه روشهای رهبری، اندیشمندان مدیریت و مکتب پیامبر (ص) بپردازد. انسانها با هم رابطه برقرار ميكنند، در زندگي با مسائل و با علائق و خواستهاي فردي و گروهي روبرو ميشوند. براي حل مسائل و يا حصول به علائق خود الزاماً دور هم جمع ميشوند. تا به يك نگراني، مسئله و يا شكلي رسيدگي كنند و يا هدف، علاقه و خواستي را جامه عمل بپوشانند و يا تغيير و تحولي را ايجاد نمايند، اجباراً با يكديگر دچار تضاد و برخورد و يا گرايش و كنش خواهند شد و ستيزهها، كشمکشها و بحثها و مجادلهها تائيد و تكذيبها بوجود خواهند آمد، همه كساني كه به صورتي عهدهدار ياري دادن، رهبري، اداره و هدايت كردن يا تعليم و تربيت گروهي ميباشند و همه كساني كه آرمان خدمت به انسانها و جامعه را در سر ميپرورانند، لازم است از علم رفتار بشري، از نيازهاي جسماني و رواني انسانها، از رهبري و شيوههاي آن چگونگي تأثير آن اعمال و رفتار افراد اطلاع داشته باشند.
صاحبدلي، به
«مدرسه»
آمد، ز
- «خانقاه;»
بشكست عهد صحبت «اهل طريق» را
گفتم: ميان
«عالم» و.
«عابد».
چه فرق بود؟
تا اختيار كردي از «آن»
اين فريق را؟ ;
گفت: آن;
گليم خويش، بدر ميبرد ز «موج»
وين،
جهد ميكند كه رهاند
«غريق»
را
«سعدي» بين «عابد» و «عالم» تفاوتي قائل است كه دكتر ناصرالدين صاحت الزماني آنرا چنين تفسير كرده است. اگر بخواهيم به زبان امروز بيان كنيم بيشتر در كيفيت رهبري آنان بايد جستجو شود «عابد»- به پندار سعدي- بيشتر در انديشه خويشتن است، و پرواي سرنوشت و راهنمائي و دستگيري از ديگرانش نيست. در صورتيكه «عالم» آموزندهای آموزگار است، رهبر و راهنماست، پرتو فروزان عشقي، در تاريكي جهل است. دست در بازپس-ماندگان» را ميگيرد، و آنان را به كاروان رهبران فرهنگ و تمدن انساني رهنمود ميشود. بزعم عدي، در جامعه انساني كه افراد آن همه اعضاي يك پيكرند، اگر كسي را غم ديگرانش نباشد، و از ارشاد و رهبري زيردستان، در صورت توانايي، كوتاهي ورزد، اين چنين كسي را، ديگر آدمياش نشايد گفتن، انسانيت و نسبت كمال آن، در نظر سعدي، بطور كلي در نسبت سودمندي اجتماعي، كيفيت دستگيري، ديگرخواهي، غمگساري و قدرت رهبري و راهنمايي شخص، خلاصه ميشود. در نهايت كمال رشد اين حد، «در رهبري» قرار دارد. «انسان برتر» «انسان رهبر» است.
الف: روشهای رهبری در مکاتب مدیریت
تعاريف رهبري:
رهبری موضوع پيچيدهاي است و اين اصل به طور طبيعي همزمان با تشكيل گروه بوجود آمده است. از رهبري در كتابها و مقالات مختلف تعاريف و تعبيراتي شده است كه بعضي از آنها به قرار زيرند:
رهبري قدرت نفوذ در ديگران بمنظور تحقق اهداف گروهي است در واقع يك عامل انساني است، كه افراد گروه را با يكديگر متحد كرده و در آنها براي تحقق اهداف ايجاد انگيزه مينمايد (فرنچ و ديگران، 188)
مظفريان (1369) در اين رابطه مينويسد: رهبري عاليترين نوع روابط گروهي است و به موجب آن اجتماع، عقايد، راهنمائيها و دستورهاي عدهاي اندك يا شخص معيني را ميپذيرد تا به هدف و مقصود مشترك برسد و به سخن ديگر رهبري پديدهاي است كه مناسبات انسانها را با مباني فلسفي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي درهم ميآميزد و زندگي انسانها را در جهت آن مطرح ميسازد.
راكيج و ديگران (1982) مينويسد: رهبري فرايند نفوذ در افراد است به طوريكه تلاش آنها را در انجام كارها و رسيدن به اهداف مخصوصي هدايت كند.
هرسي و بلانچارد به نقل از جورج تري (1369) مينويسد: رهبري عبارتست از عمل تأثيرگذاري بر افراد به طوريكه از روي ميل و علاقه براي تحقق هدفهاي گروهي تلاش كنند.
آشفته تهراني(1363) در تعريف رهبري مينويسد: رهبري عبارتست از هر نوع اقدام يا اقداماتي كه رهبر و يا مدير براي رسيدن به هدفهاي گروهي بعمل ميآورد و نيز كيفيتي است كه انگيزههاي بالقوه موجود، در افراد گروه (سازمان) را براي رسيدن به پيروزي جامه عمل ميبخشد.
روشهاي رهبري:
روشهاي مختلف رهبري با عنايت به ميزان توجه رهبر به افراد و دخالت دادن افراد گروه (پيروان) در تصميمگيري طبقهبندي ميگردند (كيا، 24). يكي از عوامل بسيار مهم و اساسي كه رفتار فرد را در گروه (سازمان) تا حد زيادي تحت تاثير قرار ميدهد روش رهبري و هدايت رهبران (مديران) است كه خود ناشي از مفروضاتي است كه هر رهبر درباره افراد، در مخيله خود بوجود ميآورد. همچنان شيوه رهبري است كه افراد به جديت و ابراز حداكثر فعاليت و تشريك مساعي تشويق و ترغيب ميكند(ستاري، 5). روشهاي مختلف رهبري را از نقطه نظرات گوناگون نظير روش انگيزش تفويض اختيار (كازماير، 139) و نيز از نظر شيوه انگيزش، شيوه استفاده از قدرت و شيوه نظارت (كيت ديويس، 154) مورد بررسي قرار دادهاند كه در مورد هر يك توضيح داده ميشود.
از نظرگاه روش انگيزش، رهبري ميتواند مثبت يا منفي باشد. در روش مثبت رهبر بر مكانيزمهاي مثبت تأكيد ميكند و در مقابل كار مثبت افراد پاداش ميدهد كه اين پاداش از تشويقهاي كلامي تا ترفيع كاركنان (افراد گروه) و اضافه حقوق متفاوت است (استيونس، 127) در روش منفي نگرشهاي منفي نسبت به انسانها وجود دارد و رهبراني كه اين روش را اعمال ميكنند از عوارض آن ناآگاه ميباشند. يكي از اين روشها برخورد، سرزنش كردن افراد، در حضور ديگران و ايجاد تهديد و ترس در افراد (كاركنان) ميباشد، در چنين مواقعي بيشترين كوشش افراد صرف اين ميشود كه خود را از آسيب رهبر حفظ نمايند (همان منبع، 128).
در شيوه استفاده از قدرت، يكي از ويژگيهاي رهبري اعمال قدرت است، آميتا اتزيوني تفاوت ميان قدرت مقام و قدرت شخصي را مورد بحث قرار داده است. تمايزي كه وي در ميان اينها قايل است، كه قدرت از توانائي تاثيرگذاري بر رفتار افراد ناشي ميشود، بزعم وي قدرت از يك مقام سازماني، نفوذ شخصي و يا هر دو سرچشمه مي گيرد (هرسي و بلانچارد، 91). بنابراين فردي كه با استفاده از مقام سازماني خود قادر است فرد ديگري را به انجام كار معيني ترغيب كند داراي مقام است در حالي كه، فردي كه قدرت خود را از پيروانش ميگيرد قدرت شخصي دارد،
بطور كلي، سه شيوه استبدادي، آزادمنشي و بي بند و باري بعنوان شيوههاي رهبري ذكر شده است البته انواع ديگري نيز با عناوين رهبري مشاركتي و مشاوره اي بحث شده است كه اين روشها نيز به شكلي با روش دمكراسي ارتباط دارند، لازم به يادآوري است كه ضابطهاي كه اين روشها را از يكديگر مجزا ميسازد، درجه اعمال قدرت از طرف رهبر به افراد گروه و حدود آزادي آنها در تصميمگيري است، كه اين روشها را از يكديگر مجزا ميسازد در عين حال روشهاي رهبري روشهايي نيستند كه كاملاً از يكديگر مجزا و مستقل باشند و امكان ندارد بتوان خط فاصله دقيقي براي جدا ساختن يك روش از روش ديگر كشيد، چنانكه اين روشها در بعضي منابع بصورت يك طيف نشان داده شدهاند و اين موضوع گوياي اين مطلب است كه نميتوان آنها را بطور كامل از يكديگر مجزا ساخت بعنوان مثال زماني كه از روش استبدادي يا روش دمكراتيك صحبت ميشود، فقط منظور اين است كه مقدار اختياري كه رهبر در روش اول به زيردستان خود در مورد تصميمگيري ميدهد از مقدار اختياري كه رهبر در روش دوم به پيروان خود ميدهد كمتر است (لوگان و داكينگ، 281). اينك در مورد هريك از روشهاي رهبري شرح داده ميشود.
رهبری استبدادی
رهبری مستبدانه آن نوع رهبری توصیف شده است که رهبر بدون تبادلنظر با افراد گروه شخصاً تصمیم میگیرد و دستورهای یک جانبه موکد صادر میکند (اقتداری، 1366، ص247).
استيونس (1987) نيز اين روش را چنين تعريف ميكند: در اين روش كليه تصميمات بوسيله رهبر (مدير) گرفته ميشود بدون اينكه در اين مورد از ديگران نظرخواهي كند، بطور كلي اين نوع رهبري تاكيد بر دادن دستور از طرف مافوق و اجراي بدون چون و چراي آن از طرف پيروان (زيردستان) ميباشد. بلانچارد و جانسون مینویسند: رهبر مستبد کسی است که مسلط بر شرایط، سختکوش، واقعبين و سودآور است. ولي اعمال اين شيوه رهبري را در بلندمدت توصيه نميكنند و اعتقاد دارند كه از اعمال اين روش اثرات مخرب و مضري در گروه مترتب خواهد شد كه در بسياري مواقع جبران ناپذيرند.
مارينر (1988) در مورد رهبراني كه تمايل به تفويض اختيار به زيردستان در تصميمگيري ندارند، مينويسد: اين روش رهبري باعث ايجاد احساس عدم مسئوليت، ترس از انتقاد، احساس بي كفايتي در انجام وظايف، كاهش اعتماد به خود و احساس مثبت فرد نسبت به دانش و مهارت خود ميگردد. علاوه بر آن در محيط استبدادي بار سنگين مسئوليت متوجه يك يا دو تن از افراد (رئيس) ميشود و اوست كه در واقع بايد پاسخگوي اشتباهات و خلافكاريهاي ديگران باشد.
روش دمكراتيك:
رهبري دمكراتيك به آن نوع رهبري اطلاق ميگردد كه رهبر افراد گروه (كارمندان) را در تصميمگيري شركت مي دهد و ارضاء نيازمنديهاي رواني آنان را يكي از عوامل مؤثر در تحقيق هدفهاي گروه ميداند. (اقتداري، 246) مقدس و صادقپور (1369) رفتار و نحوه عملكرد رهبر دمكرات را بدين ترتيب خلاصه ميكنند، اين رهبران سعي ميكنند قبل از اتخاذ تصميم در مورد عملي با زيردستان (پيروان) مشورت نمايند، نظارت زيردستان را در موقع اجراي دستورات به حداقل ميرسانند، در صورتيكه زيردست مهارت و تخصص كافي براي انجام عملي داشته باشد جزئيات نحوه كار را به او القاء نميكنند، اختلافات نظر و اصطكاك را نافع ميشمارند و به پيشنهاداتي كه براي بهبود سازمان ارائه ميشود توجه مينمايند تا حتيالامكان به زيردست اجازه اخذ تصميم دهند، در حاليكه به اختلاف مقام و درجه بين خودشان و زيردست (افراد گروه) آگاه هستند در اين مورد تاكيد نميكنند، به تفويض اختيار عدم تمركز در كار معتقد و پايبند هستند، در صورتيكه پيرو مركتب خطايي شد او را راهنمايي ميكنند، سعي ميكنند كارها به صورت گروهي انجام شود.
لوگان و داكينگ (1986)، همبستگي گروهي، تعامل وسيع بين افراد، استقلال افراد در تصميمگيري و كاهش وابستگي به رهبر، امكان انتقال تجارب افراد به يكديگر، احساس رضايت و بالارفتن كيفيت كار در نتيجه افزايش انگيزش افراد به بازدهي بيشتر و ايجاد خود رهبري را از اثرات اعمال اين روش ميدانند.
روش بي بند و باري:
در اين روش كه در انتهاي طيف رهبري قرار مي گيرد رهبر مسئوليت تصميمگيري را به عهده بقيه اعضاء واگذار مينمايد و در نتيجه كنترل و هدايت كم و آزادي افراد زياد ميشود اين روش بطور كلي در هيچ حرفهاي خوب عمل نميكند و چون هدايت وجود ندارد حتي نيازهاي رواني افراد نظير نياز «من» برآورده نميشود. (استيونس، 129)
راكيچ و ديگران و 1982 در اين رابطه مينويسند، در روش بي بند و باري حيطه تصميمگيري رهبر (مدير) سازمان خيلي محدود است و بجاي او مرئوسين آن هم بدون راهنمايي رهبر و يا ساير اعضاي گروه تصميم ميگيرند، هيچگونه خط مشي يا مراتبي وجود ندارد و هيچكس سعي نميكند روي ديگران نفوذ داشته باشد معمولاً در ترسيم طيف رهبري اين سبك حذف ميگردد زيرا يك محيط بي بند و بار معرف فقدان رهبري است. لوگان و داكينگ (1986) درباره رهبري بي بند و باري به نكته جالبي اشاره ميكنند و آن اين است كه اگر كسي به طور ناشناس وارد گروه شود، نميتواند تشخيص دهد كه رهبر كيست: در چنين محيطي پيروان نه بر اساس آنچه رهبر میگوید و نه بر اساس معيارهاي گروه كاري انجام نميدهند بلكه صرفاً ميل و خواست خودشان بر انجام امور حاكم است.
با توجه به اينكه گفتيم بعضي از روشهاي رهبري در موقعيتهاي خاصي ميتوانند مؤثر باشند. بنظر ميرسد كه اگر اعضاء گروهي به خودآگاهي كافي رسيده باشند و درباره شغلي كه در گروه به آنان واگذار شده است اطلاع و دانش كافي نيز داشته باشند در اين مورد نقش رهبري ميتواند تقريباً حذف گردد. در اين مورد ميتوان يك گروه تحقيق دانشگاهي را مثال زد كه البته در اين گروهها نيز اگر نقش رهبر بطور كامل حذف گردد مسلماً گروه نميتواند به هدف نهايي خود نايل گردد، منتهي منظور آن است كه نظارت مستقيم و هميشگي لازم نيست. (راكيچ و ديگران، 284).
روش مشاورهای
روش مشاركتي:
در اين روش رهبر تصميم آزمايشي را كه قابل تغيير است و يا مشكلات كار را به افراد گروه ارائه نموده و پيشنهادات را دريافت كرده و سپس تصميمگيري مينمايد بنابراين حوزه آزادي براي افراد گروه خيلي بيشتر و استفاده از اختيار تصميمگيري رهبر خيلي كمتر از نوع استبدادي و مشاورهاي ميباشد (راكيچ و ديگران، 285). همچنين جعفري (1363) فوائد ديگري را براي روش مشاركتي ميشمارد. اتخاذ تصميم به صورت دستهجمعي باعث ميشود كه افراد نسبت به پيشنهاد رهبر توجه نموده و از آن پشتيباني نمايند در حاليكه اگر مدير در طرح پيشنهادي خود موجد اين توهم شود كه پيشنهاد او جنبه نهايي دارد و بحث درباره آن زائد است نخستين واكنش اعتراض است. بخصوص وقتي كه فكر كنند پيشنهاد وي پارهاي هدفهاي شخصي آنان را به خطر مياندازد و در اينصورت مسائلي مطرح ميكنند كه مدير از اجراي فوري تصميم خود منصرف شود. ديگر عرصه و زمينهاي براي ابراز انديشههاي خلاق و آفريننده ميسازد، مديران جوان را تجربه ميآموزد و آنها را براي تكاليف مهم آماده ميسازد و اعتماد بنفس آنها را تقويت ميكند و نيز پس از آنكه افراد شاغل در سطوح پايين سازمان كارآزموده و ورزيده شوند. مديران عالي رتبه براي تفكر و انديشه و برنامهريزي وقت بيشتري خواهند داشت.
ب) روش رهبري در مكتب پيامبر
پيغمبر اكرم حضرت محمد بن عبدالله (ص) كه نبوت به او پايان يافت، در سال 570 بعد از ميلاد متولد شد، در چهل سالگي به نبوت مبعوث گشت، سيزده سال در مكه مردم را به اسلام دعوت كرد و سختيها و مشكلات فراوان متحمل شد و در اين مدت گروهي زبده تربيت كرد و پس از آن به مدينه مهاجرت نمود و آنجا را مركز قرار داد. ده سال در مدينه آزادانه دعوت و تبليغ نمود و با سركشان عرب نبرد كرد و همه را مقهور ساخت. پس از ده سال همة جزيره العرب مسلمان شدند. آيات كريمة قرآن تدريجاً در مدت بيست و سه سال بر آن حضرت نازل شد. مسلمين شيفتگي عجيبي نسبت به قرآن و هم نسبت به شخصيت رسول اكرم نشان ميدادند. رسول اكرم در سال يازدهم هجري، يعني يازدهمين سال هجرت از مكه به مدينه، كه بيست و سومين سال پيامبري او و شصت و سومين سال از عمرش بود درگذشت، در حالي كه جامعهاي نوبنياد و مملو از نشاط روحي و مؤمن به يك ايدئولوژي سازنده كه احساس مسئوليت جهاني ميكرد تأسيس كرده و باقي گذاشته بود. آنچه به اين جامعه نوبنياد روح و وحدت و نشاط داده بود، دو چيز بود: قرآن كريم كه همواره تلاوت ميشد و الهام ميبخشيد و ديگر شخصيت نافذ رسول اکرم که خاطرهها را به خود مشغول و شیفته نگه میداشت.
رهبري در مكتب اسلام و پيامبر
قرآن، سيره پيامبر، روش حكومتي علي (ع) بعنوان بزرگمرد و بزرگ آموخته مكتب پيامبر روش رهبري را واضح بيان ميكنند.
نقش رهبري در سازمان در شمار مهمترين نقشهاست (علاقهبند، 138) اعتقاد بر اين است كه مديريت مطلوب آن است كه به رهبري ختم شود، سازمان موفق مشخصهاي دارد كه بوسيله آن سازمان ناموفق شناخته ميشود و آن مشخصه رهبري پويا و اثربخش آن است. رهبران تأثيري اساسي بر عملكرد گروهي (هماهنگي) دارند. حضرت امام علي عليه السلام ميفرمايد: «موقعيت رهبر و فرمانده، همانند موضع و نقش نخ تسبيح است كه دانهها را بهم ميپيوندد، وقتي رشته پاره شد دانه پراكنده ميشوند و هركدام بسويي خواهند غلطيد و سپس هرگز در كنار يكديگر جمع نخواهند شد.» (نهج البلاغه- خطبه 146)
اين نقش كه بازتاب حضور و تأثير رهبري است سازمان و مجموعه را داراي انسجامهاي مرئي و حتي نامرئي ميكند.
امروزه در مديريت قائل به اين مسئله هستند كه هدف از رهبري و فرماندهي، راهنماي زيردستان در جهت فهميدن هدف سازمان و برانگيختن آنان به كار و فعاليت مؤثر است. (طوسي- 46) و پيروزي و شكست هر تشكيلاتي بستگي تام به رهبري آن دارد (ميچل- 451). بخاطر همين مسئله است كه امام علي عليه السلام در نكوهش كوفيان در جنگ با لشكريان معاويه ميفرمودند: موقعيت زمامدار همچون ريسمان است كه مهرهها را در نظم ميكشد و آنها را جمع كرده و ارتباط ميبخشد، اگر ريسمان از هم بگلسد مهرهها پراكنده ميشوند. بعبارت ديگر وظيفه رهبري، تأثيرگذاري بر مردم است، جهت وادار كردن آنها به كوششي دلخواه جهت تحقق اهداف گروهي، شما ميتوانيد حضور فيزيكي يك انسان را خريداري يا كنترل شديد بكنيد، اما شور و اشتياق او را نميتوانيد بخريد، نقش رهبر روحيه دادن به كاركنان است. رهبران بدون توجه به مسايل انساني قادر به هدايت انسانها نيستند، اين ماشين آلات و تجهيزات نيستند كه ارزش افزوده ايجاد ميكنند، بلكه نيروي انساني با انگيزه است كه ميتواند از امكانات به نحو احسن استفاده كند، لذا ميبايست براي تك تك كاركنان ارزش قائل بود و به آنها توجه كرد. در بين تمام وظايف مديران (برنامهريزي، سازماندهي، هماهنگي، هدايت و رهبري و كنترل و نظارت) رهبري جايگاه ويژه خود را داراست. در اين مسئوليت، مديريت بايد، انسانها را بشناسد و بتواند با ايجاد يك سيستم مطلوب با آنها ارتباط درست برقرار نمايد. بين مديران ابزاري، كه تنها به فكر تحقق هدف سازمان (بدون عنايت به نيازهاي فرودستان) هستند و مديران مؤثر (مديراني كه رهبري نيز ميكنند) تفاوت اساسي وجود دارد. منبع رهبري، حاكميت نيست. هدايت است. يك رهبر نه فقط گروه را راهنمايي ميكند، بلكه خود نيز جزئي از گروه است. با اينكه فرمان پيامبر ميان اصحاب بيدرنگ اجرا ميشد و آنها مكرر ميگفتند چون به تو ايمان قاطع داريم، اگر فرمان دهي كه خود را در دريا غرق كنيم و يا در آتش بيفكنيم ميكنيم، او هرگز به روش مستبدان رفتار نميكرد، در كارهايي كه از طرف خدا دستور نرسيده بود، با اصحاب مشورت ميكرد و نظر آنها را محترم ميشمرد و از اين راه به آنها شخصيت ميداد. در بدر مسأله اقدام به جنگ، همچنين تعيين محل اردوگاه و نحوه رفتار با اسراي جنگي را به شور گذاشت. در جنگ احد نيز راجع به اينكه شهر مدينه را اردوگاه قرار دهد و يا اردو را بيرون از شهر برپا كند در بيرون از شهر به دفاع از شهر پرداخت.
با تعمقي به نهج البلاغه زيباترين وارزشمندترين منبع را در بيان ويژگيهاي رهبر نامه امام علي بزرگ شاگرد مكتب پيامبر و اسلام در نامه 53 امام خطاب به مالك اشتر نخعي دانست امام ويژگيهاي رهبر مكتب اسلامي را به قرار زير بيان ميكند.
- داشتن تقوي و ترس از خدا
- مقدم داشتن طاعت خدا بر ديگر كارها
- پيروي از قرآن
- غلبه بر هوي و هوس و نفس اماره
- خويشتنداري
- برحذر بودن از نخوت و تكبر
- عدالت در امور
- دوري از عيبجويي و عيبجويان
- دوري از كينهتوزي و كینهجويي
- عدم مشورت و دوستي با سخنچين
- عدم مشورت با دخيل و ترسو و حريص
- پيوند دوستي با پارسايان و راستگويان
- بحث و گفتگو با دانشمندان و حكما
- رجوع و توكل و استرداد از خود و رسول بهنگام مشكل
- برحذر بودن از غضب و غرور و داشتن سعه صدر
- برقراري عدالت و احقاق حق و شكيبائي و صبر در مقابل مشكلات
- وفاي به عهد
- حذر از خيانت در پيمان
- عدم منت گذاري بر ديگران
- پرهيز از شتاب و عجله در امور
- پرهيز از سستي در امور
- خويشتنداري در هنگام خشم
- جلوگيري از بروز قهر
- برحذر بودن از زخم زبان زدن
سه ويژگي مهم رهبري در تصميمگيري
يكي از مباني يا ابزارهاي مهم تصميمگيري در مديريت و رهبري استفاده از مشورت و شورا هست كه ضرورت و اهميت آن را از ديدگاه مكتب اسلام بيان ميكنيم.
اهميت مشاورت در رهبري
براي اهميت و ضرورت مشاوره و فراخواني به مشورت همان بس كه خداوند خطاب به پيامبر صلي الله عليه و اله میفرمایند:
«و شاورهم في الامر»
با مردم مشورت كن
و يا فرموده اند:
«امرهم شوري بينهم»
كار مؤمنين پيوسته شور و مشورت است.
علاوه بر اين دو آيه كه همگان را به شورا و مشورت دعوت كرده است زندگي شخصي پيامبر صلي الله عليه و اله نشان مي دهد كه حتي با داشتن علم سرشار الهي و تحصيل در مكتب (و آنچه را كه نميدانستي تو را بياموخت و فضل خداوند برتو «همواره» بزرگ بوده است) علمك مالم تكن تعلم و ارتباط با سرچشمه جوشان وحي هرگز امور مهم را بدون مشورت اصحاب و ياران (مشاوران) خود انجام نميدادند، و حتي گاهي كه نتيجه شورا با نظر خودشان مخالف بود، نظر خود را كنار ميگذاشت و به مشورت عمل ميكردند تا «اسوه» اي باشند براي همگان و خود پيامبر صلي الله عليه و اله به اين مطلب تصريح فرمودهاند كه:
« خدا و رسول او از مشورت بي نياز هستند اما خداوند آنرا وسيله رحمت براي امت من قرار داد، زيرا كسي كه به شور و مشورت بنشيند به پيشرفت و سعادت ميرسد و هر كس آن را ترك نمايد، گمراه (سرگردان) ميشود»
«اما ان الله و رسوله لغنيان عنها و لكن جعلها الله رحمه لامتي فمن استشار منهم لم يقدم الا رشداً و من تركها لم يقدم الا غياً»
بنابراين، هنگامي كه پيامبر صلي الله عليه و اله با وجود بينيازي با امت خود مشورت ميكند به طريق اولي پيروان او ملزم به مشورت هستند و امام علي عليه السلام در اهميت مشورت فرمودند:
«لا ظهير كالمشاوره; هيچ پشتيباني همچون مشورت نيست.»
زيرا انسان بوسيله مشورت ميتواند ارزشهاي فكري ديگران و تجربيات آنها را در اختيار خود بگيرد.
و پيامبر صلي الله عليه و اله فرمودند: در موردي كه چهره كار براي كسي روشن نيست بايد مشورت كند، هيچ كس در موردي مشورت نكرد مگر اينكه به خير و صلاح كار پي ميبرد.
«ما من احد يشاور احداً الا هدي الي الرشد» (طبرسي، 5)
دوري از استبداد و خودرأيي در رهبري
در اهميت و ضرورت مشاروه بايد گفت مشورت و يا مشاوره سبب دوري از استبداد و خودكامگي ميشود، زيرا چنين روحيهاي بسيار خطرناك است، اگر رهبران احساس بي نيازي نسبت به مشورت ديگران داشته باشند سبب عقب ماندگي و نابودي خود را فراهم آورده اند، كه امام علي عليه السلام اين خطر را چنين يادآور شده و ميفرمايند:
«من استبداد برايه هلك و من شاور الرجال شاركها في عقوله».
«كسي كه استبداد رأي داشته باشد هلاك ميشود و هركس با مردان بزرگ مشورت كند در عقل و دانش آنها شريك شده است.»
و در جاي ديگر ميفرمايند:
«حق علي العاقل اين يستديم الاسترشاد و يترك الاستبداد».
«بر عاقل فرض است كه همواره از ديگران راهنمايي و مشورت بخواهد و استبداد و خودرأيي را ترك نمايد».
و نيز فرمودند:
«العاقل من اتهم رأيه و لم يتق بكل ما تسول له نفسه».
«عاقل كسي است كه نظر و فكر خود را متهم ميكند و بر هر چه نفسش خوب جلوه دهد تكيه نميكند».
بنابراين، ضرورت و اهميت مشورت ايجاب ميكند كه رهبر از استبداد و خودرأيي پرهيز نمايد.
نرمي در عين صلابت
پيامبر در مسائل فردي و شخصي و آنچه مربوط به شخص خودش بود، نرم و ملايم و با گذشت بود، گذشتهاي بزرگ و تاريخياش يكي از علل پيشرفتش بود، اما در مسائل اصولي و عمومي، آنجا كه حريم قانون بود، سختي و صلابت نشان ميداد و ديگر جاي گذشت نميدانست. پس از فتح مكه و پيروزي بر قريش، تمام بديهایي كه قريش در طول بيست سال نسبت به خود او مرتكب شده بودند را ناديده گرفت و همه را يكجا بخشيد، توبه قاتل عموي محبوبش حمزه را پذيرفت. اما در همان فتح مكه، زني از بني مخزوم مرتكب سرقت شده بود و جرمش محرز گرديد. خاندان آن زن كه از اشراف قريش بودند و اجراي حد سرقت را توهيني به خود تلقي ميكردند، سختي به تكاپو افتادند كه رسول خدا از اجراي حد صرفنظر كند. بعضي از محترمين صحابه را به شفاعت برانگيختند، ولي رنگ رسول خدا از خشم برافروخته شد و گفت: چه جاي شفاعت است؟! مگر قانون خدا را ميتوان بخاطر افراد تعطيل كرد؟
هنگام عصر آنروز در ميان جمع سخنراني كرد و گفت:
«اقوام و ملل پيشين از آن جهت سقوط كردند و منقرض شدند كه در اجراي قانون خدا تبعيض ميكردند، هرگاه يكي از از اقويا و زبردستان مرتكب جرم ميشد معاف ميشد و اگر ضعيف و زيردستي مرتكب جرم ميشد معاف ميشد و اگر ضعيف و زيردستي مرتكب ميشد مجازات ميگشت. سوگند به خدايي كه جانم در دست اوست، در اجراي عدل درباره هيچكس سستي نميكنم، هرچند از نزديكترين خويشاوندان خودم باشد.
با توجه به آيات قرآن كريم در سوره يوست آيه 54 و 55 و سخنان پيامبر و امام علي (ع) صفات رهبري را در 4 صفت زير ميتوان خلاصه كرد:
مكين: منظور از اين ويژگي اين است كه كسي كه مقام رهبري و زمامداري را برعهده ميگيرد بايد شايستگي و قابليت پذيرش آن را نيز داشته باشد.
امين: فرد رهبر بايد از نظر افراد فرادست و زيردست و بطور كلي جامعه به امانتداري معروف باشد.
حفيظ: رهبر ميبايست قدرت نگهداري و حفظ اموال، مقام و مسئوليتي را كه برعهده او گذاشته شده است داشته باشد.
عليم: رهبر بايد آگاه بوده به نحوي كه بتواند اموال و امكاناتي را كه در اختيار دارد بجاي خود و عادلانه مصرف كند به نحوي كه تفويض اختيار و منابع بطور صحيح انجام گيرد.
امام علي (ع) ويژگيهاي را برميشمارد كه بايستي رهبر فاقد آن باشد و يا به عبارتي رهبر بايستي صفاتي مقابل اين صفات داشته باشد:
1- بخل 2- ناداني 3- ستمگري 4- بي عدالتي 5- خروج از سنت رسول خدا.
همچنين در نامه شماره 53، امام علي (ع) به ويژگي «رازداري» رهبري با اين جمله اشاره ميكند: «از رعيت آنان را كه عيبجوترند از خود دور كن، زيرا مردم عيوبي دارند كه رهبر امت در پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است ....»
بنابراين، يكي از صفات اولي و برتر رهبر در اينجا رازداري و فاش نكردن عيوب مردم است. يكي ديگر از خصوصيات رهبر «عدالت» است كه در خطبه 126 نهج البلاغه به آن بطور مستقيم اشاره شده است: «اگر مال متعلق به من بود بين مردم بطور مساوي تقسيم ميكردم حالا كه مال، مال الله است. مطمئن باشيد سپردن مال به كسي كه استحاق ندارد با تبذير و اسراف يكي است و اگر چنين كند در دنيا قدرش بالا ميرود ولي در آخرت بيارزش خواهد شد. (تدبير 15- 37)»
نتيجهگيري:
ديدگاههاي دانشمندان مديريت در قبال رهبري، ديدگاهي است كه براساس آن فردي كه عنوان رهبر گروه را دارد به دليل ويژگيهاي خاص، توانايي نفوذ در ديدگاهها، نگرشها، انتظارات و اهداف ديگر يا گروهها را دارد و نتيجه اين نفوذ نيز تحقق اهداف سازمان و يا اهداف گروهي است. در مقابل، ديدگاه مكتب پيامبر نسبت به رهبري، ديدگاهي مردم محور است كه اگر نفوذي و فرماني وجود دارد در جهت اهداف زيردستان و رفاه عامه مردم است و اگر رهبر بدنبال تحقق اهداف سازمان و مجموعه خاص خود است، اين اهداف چيزي جز رضايت مردم نيست و اينجاست كه امام علي (ع) رهبري را وظيفهاي سنگين و مسئوليتي دشوار ميداند. با نگاهي به نمونه تعاريف ارائه شده رهبري توسط دانشمندان مديريت، چند مفهوم كليدي جلب توجه ميكند:
در رهبري، نفوذ و تاثيرگذاري بر افراد نقش عمده اي بازي مي كند،
در رهبري، تعيين هدف يا اهداف مشترك پيشنياز ديگر فعاليتهاي رهبر است،
در رهبري تعامل گروهي و فردي رهبر يا ديگر اعضاء امري حياتي محسوب ميشود.
بايد توجه داشت كه رهبري يك خاصيت ناشي از اقدامات طبيعي است. هيچ كس نميتواند فارغ از وجود گروه، خود را رهبر بداند. رهبري عبارت از كوششي است كه فرد در ميان گروه از خود ظاهر ميسازد. گروه و رهبري لازم و ملزوم يكديگرند و هيچكدام بدون وجود ديگري حاصل نميشود. گروه بايد داراي رهبري باشد. در بين گروه بايد وحدت و يگانگي حكمفرما باشد والا گروه چيز جز مجموعهاي از افراد نخواهد بود. يك نفر هم بايد علاقه اساسي و عميق براي ايجاد روح جمعي و هماهنگ ساختن اقدامات افراد عضو گروه داشته باشد رهبري يك امر حياتي است كه براي بقاي گروه بايد از جانب يك نمودار شود. (طوسي - 24).
اما در قرآن كريم آيه هشتم سوره رعد آمده است كه:
«بكل قوم هاد» يعني براي هر ملتي راهنمايي و رهبري ضروري است. امام علي (ع) در خطبه شقيقه در مورد حقيقت حكومت و رهبري و علت پذيرش حكومت توسط خود ميفرمايد: آري به حق آن كس كه دانه را در ميان توده خاك سرشكافت، و به قدرتش جان از باطن جنين به جهان بتافت، اگر حضور حاضران و برپاشدن حجت با اعلام وجود ناصران نبود، و چنانچه خداوند بر دانشمندان رباني آگاه پيماني سخت نگرفته بود كه در برابر پرخوري ستمگر و گرستگي ستم رسيده، هيچ آرام و قرار نگيرند، بي تأمل ريسمان مهار حكومت را برگردنش ميانداختم و بيگمان خوب دريافتهايد كه اين دنياي شما نزد من بيارجتر از آبي است كه بزي وقت عطسه از بيني ميپراند (جعفري، 1372).
«حضور حاضران، برپاشدن حجت با اعلام وجود ناصران و پيمان خداوند با دانشمندان رباني آگاه » سه عاملي هستند كه امام علي (ع) بعنوان عوامل پذيرش رهبري بيان ميكند. در اين ديدگاه اثري از قدرتطلبي، خودبيني و كسب امتياز نيست. در حقيقت از نظر امام علي (ع) رهبري جز پذيرش مسئوليتي سنگين بعنوان وظيفه حتمي دانشمندان رباني آگاه نيست در حالي كه حقيقت حكومت و رهبري مطابق با جمله: ولالفيتم دنياكم هذه از هد عندي من عفطه عنز» يعني بيارزشتر از آب بيني بز است كه امام با بيان اين جمله در حقيقت قصد دارد هر گونه برداشتي را كه رهبري و حكومت را امتياز رهبر براي استثمار زيردستان و به كارگماردن آنها به نفع خود ميداند، نفي كند. ايشان همچنين در خطبه 5 نهج البلاغه ميفرمايد: «مردم! امواج فتنه و آشوب را با كشتيهاي نجات بشكافيد و به پيش رويد، از راه نازيدن به تبار و تقرات كناره گيريد، و تاجهاي باليدن به يكديگر را برزمين بكوبيد.» رستگار آن كسي است كه با دست و بالي به قيام برخاست يا تسليم شد و خود را از آشوب رها ساخت. اين حكومت آبي است گنديده، و لقمه اي كه گلوي خورنده-اش را ميگيرد.» آن كس كه ميوه را پيش از رسيدن بچيند همچون كسي است كه در زمين ديگري به كشت و زراعت پردازد (جعفري / 40). امام علي (ع) در اينجا ابتدا حقيقت حكومت را با تشبيه آن به آبي گنديده و لقمه اي كه گلوگير نشان ميدهد. بيان آب گنديده و بيانگر مسئوليت سنگين حكومت آن ميباشد. لقمه گلوگير نه تنها نشان ميدهد كه حكومت از جنبه مقامي و امتيازي آن مثبت نيست بلكه به دليل وجود مسئوليت سنگين در قبال پذيرش زمان حكومت در قبال ملت و عدم شايستگي، لقمهاي گلوگير براي زمامدار و به دليل امكان ايجاد غرور و غفرت در زمامداري مانند باتلاقي حاكم و رهبر را به درون خود ميكشد و هلاك ميكند.
در چنين شرايطي كه پاي مكتب و عقيده در ميان باشد، يا بايد نيرويي داشت كه با آن نيرو قيام كرد و باطل را از ميان برد و حق را به حاكميت رسانيد، يا به مصلحت عموم و براي حفظ مكتب كه هدف اصلي است، تسليم شده و خود را به كناري كشيد تا آتش و دود فتنه فرو خوابد و حق از ميان باطلها رخ نشان دهد (جعفري / 41).
امام علي (ع) در جايي كه حكومت را حق مسلم خود ميداند اما بدليل اينكه، اين زمامداري را چندان باارزش نميداند كه مصلاحت عموم و اسلام را فداي آن كند تسليم را اصلحتر ميداند. در اينجا ميتوان به اين نكته پي برد كه هدف اصلي امام هدايت امت و مصلحت ايشان است و اگر اين مصلحت به قيمت عدم زمامداري و حكومت خود او نيز تمام شود باز هم پذيراي آن خواهد بود. اميرالمؤمنين (ع) امر حكومت و سرپرستي و مسئوليت اجرايي را وسيلهاي براي به رشد رسانيدن امت، به اجرا درآوردن حق و گسترانيدن دين ميداند كه اگر بصورت هدف درآيد و ستيزه جويي بر سر آن درگيرد، آبي ميشود گنديده و از خاصيت افتاده و يا لقمهاي گلوگير كه نه تنها تشنگي و گرسنگي را رفع نكند بلكه موجب هلاكت نيز گردد (جعفري ص 41).
با نگاهي به سخنان امام علي (ع) مي توان به نكات كليدي و مهم زير در رهبري دست يافت:
در رهبري از ديدگاه امام علي (ع) نيز تعامل گروهي و فردي رهبر با امت امري ضروري است;
نفوذ در زيردستان از ديدگاه امام علي (ع) در جهت به رشد رسانيدن آنها، به اجرا در آوردن حق، و گسترانيدن دين و به طور كلي هدايت امت تحت رهبري است. سيره پيامبر، قرآن كريم و روش حكومتي حضرت علي (ع) مثال اعلي رهبري ويژگيها و روشهاي اعمال رهبري در حيات ما انسانهاست جائيكه نامي بغير از اسوه حسنه، نميتوان برآن گذاشت.
فهرست منابع فارسي
1- آشفته تهراني، امير، روابط انساني در مديريت، اصفهان. دانشگاه اصفهان، 1383
2- اقتداري، علي محمد، سازمان و مديريت رفتار سازماني، تهران. نشر مولوي. 1368
3- بلانچارد، كنت، جانسون اسپنسر، مدير يك دقيقهاي. ترجمه عبداله آزاديان، تهران. نشر سپاهان 1384
4- پال هرسي و كنت بلانچارد، مديريت رفتار سازماني، ترجمه علي علاقهمند انتشارات نشر فرهنگي
5- ترنس آرميچل، مردم در سازمانها ترجمه حسين شكركن، انتشارات رشد 1383
6- تدبير، ماهنامه علمي تخصصي مديريت- شماره 15
7- جعفري، رضا، روحيه و رضايت از كار، تهران، نشر سپاهان، 1362
8- جعفري، سيد محمدمهدي، پرتوي از نهج البلاغه ترجمه سيد محمود طالقاني، سازمان چاپ و انتشارات 1383
9- ديويس، كيت، مقدمهاي بر روابط انساني، ترجمه ناصر رحيمي و محمود توتونچيان، انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي 1384
10- ستاري، حسن، مديريت منابع انساني، انتشارات دانشكده علوم اداري و مديريت بازرگاني، 1384
11- صادقپور، جلال، مقدس، ابوالفضل، نظريه جديد سازمان و مديريت و علم مديريت، انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي، 1381
12- طبرسي، مجمع البيان، جلد پنجم، انتشارات حوزه اسلاميه، 1385
13- طوسي، محمدعلي، فرهنگ سازمان، انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي. 1383
14- كازماير، لئورنارد، اصول مديريت، ترجمه آرمن مهروژان و اصغر زمرديان، مركز آموزش مديريت دولتي 1384
15- كيا، منوچهر، نگاهي به آخرين تحقيقات و تئوريهاي رهبري، ماهنامه مديريت دولتي، دوره جديد شماره 2، زمستان 1366
16- مطهري، شهيد مرتضي، وحي و نبوت، جلد سوم، انتشارات صدرا، چاپ هفتم 1373
17- مظفريان، منوچهر، رهبري و مديريت در اسلام، تهران 1384
18- وايلز، كميل، مديريت و رهبري آموزشي، مترجم محمدعلي طوسي، مركز آموزش مديريت دولتي
19- نهج البلاغه سيد جعفر شهيدي 1384
فهرست منابع انگليسي
1. Johnson, David w.Johnson, Frand P.Joining together Grouptheory and group skills, 2ND.ED , USA: PrACTICE Hall . INC, Englewood cliffs 2005
2. Logan, Barbara B.Dawking, Ceciae. Family cinrered Nursing in the community Masuchusetts Addision Wesley publishing co the 2005
3. Mariner, Ann comtemporary Nursing management Issues and praetices.ST.Louis the CR. Mos by co 2004
4. RokichK joha than. Longest Beau fort TB Thomas.Donavan. Managing Health care organization 2005
5. Stevens, Warrant F. Management and Leader ship in Nursing London: MC- Graw- Hill Book CO, 1989
قنبر اميرنژاد، مسعود احمدي نژاد، محمدحسن محسني نسب، رحمن ابراهيم تبار
اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر